رئیس جمهور کرزی در جمعی از جوانان کشور اظهار داشته است که من در داخل خاک خود، دشمنی برای این وطن نمی بینم، البته مخرب وجود دارد. پس تعریفی که ما از تروریسم داریم بر میگردد به بیرون از سرحدات افغانستان و معاملات منطقوی و بین المللی.
در این شکی نیست که منشأ گروههای تروریستی که در افغانستان دست به آدم کشی میزنند در خارج از کشور است، اما واقعیت این است که عدهای از افغانان که به نام طالبان و یا حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار فعالیت دارند، افغانانی هستند که فریب خورده میباشند و به اعمال تروریستی رو آورده اند.
در حالی که زمزمۀ ظهور مجدد طالبان در افغانستان ترس و دلهره را برای دومین بار به این کشور مصیبت زده به ارمغان آورده است. حامد کرزی و بعضی مقامات خارجی از سردمداران طالبان دعوت میکنند تا در قدرت سهم بگیرند!
دعوت از گروهی صورت میگیرد که در ایام حکومت بر کابل براى پیاده کردن باورهاى غلط خود، همه بنیادهاى سیاست و فرهنگ را در صحنه افغانستان فنا کرد، و اکنون نیز همه عقاید را فدا مى کند، تا بنیاد سیاست را در چنگ آورد. حتی حاضرند برای به دست آوردن قدرت به همان امریکای مذاکره کنند که در مقابل آن جهاد را فرض دانسته اند!
ما هر گز نمیتوانیم کشتن زنان و کودکان بیگناه را عمل تروریستی ندانیم. همین چند روز قبل بود که یک نوجوان 15 ساله را در ولایت غزنی به اتهام همکاری با پلیس به قتل رساندند. بعضی زنان بیوهای که بر اثر از دست دادن شوهرانشان به اعمال غیر اخلاقی رو آورده اند، ثمرۀ اعمال این گروه است. کودکان یتیمی که رو به بزهکاری آورده اند، نتیجۀ اعمال تروریستی همین گروه است.
خوشبختانه افکار عمومى منطقه و جهان بویژه مردم افغانستان هنوز تصویر حکومت فکرى این گروه را نیز پیش چشم دارند، ساکنان این خطه با پوست و خون خود میوه و محصول فکرى طالبان را چشیده اند.
حکومت وحشت طالبان بر کابل که هنوز زمان چندانى از آن سپرى نشده، یک تابلو تمام نما از گذشته آنهاست که با تأمل در آن مى توان دامنه تفکر شوم پرده نشینان طالبان را دریافت.
نسخه واقعى تفکر طالبان در باره جامعه، مردم و جهان خارج همان است که در بهار خونین افغانستان ۱۳۸۱ به اجرا درآمد و همزمان به چند نقطه دیگر منطقه و جهان سرایت پیدا کرد. در آن نسخه واقعى، انسان و جهان به دو نیمه خیر و شر تقسیم شده اند، همه افراد و انسانها در جرگه الحاد هستند مگر آن که به آئین طالبان ایمان آورند.
براساس آن نسخه اصلى، طالبان اجازه تصرف در جان، مال و زیستگاه آحاد مردم را دارند و ریختن خون همه کسانى که به خواستههاى این گروه تمکین نکنند مباح است. بنابراین سلسله عقاید واقعى طالبان در خصوص نحوه برخورد با مردم و اموال و اولاد آنها این نیست که در اساسنامه سیاسى طالبان آمده است.
همگان در کابل دیدند که سیره و سلوک سیاسى طالبان بر پایه جبر و اجبار ساخته شده است و جریان طالبان با کل مشتقاتش (اعم از سلفیون، القاعده و...) تبعیت، تصلب و تحکم را در روابط فرمانبردارى و فرمانبرى عقیدتى خود پذیرفته اند.
هر چند اینک آنها به تجربه دریافته اند که براى بازگشت به میان مردم وحشت زده، لاجرم باید ماسک اخلاق را به صورت زد. اما خوی انسان ستیزی آنان این اجازه را به آنها نمی دهد، کما اینکه در خبرها داشتیم که حتی کارمندان ملکی و عوامل امداد رسانی نیز توسط این گروه قتل عام شدند تا ثابت شود که خوی گروه پرستی و خودخواهی و خون آشامی آنان از بین رفتنی نیست.
نویسنده: جواد سروری
سرمقاله شماره 134 روزنامه انصار
تاریخ: 1392/7/1
لینک مطلب: https://www.ansarpress.com/farsi/800